تو را من چشم در راهم

شباهنگام ،

که می  گیرند در شاخ تلاجن

سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم ؛

ترا من چشم در راهم .

شباهنگام ،

در آن دم که بر جا درّه ها

چون مرده ماران خفتگانند ؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر

به پای سرو کوهی دام

گَرم یاد آوری  یا نه ،

من از یادت نمی کاهم ؛

ترا من چشم در راهم .



موضوعات مرتبط: تورا من چشم در راهم.........

تاريخ : چهارشنبه بیستم مهر 1390 | 20:54 | نویسنده : ღღ شايسته ღღ |